+ امروز ساعت 7 و نیم بیدار شدم. بعد از روتین چای زنجبیل و مرتب کردن خونه و خالی کردن ماشین ظرفشویی، رفتم دویدم. پنج کیلومتر دویدن برام سخت نیست. نه اینکه راحت باشه، اما به خودم اعتماد دارم که میتونم تمومش کنم. الان چالشم سر ثابت نگه داشتن و حتی بالا بردن سرعتمه. پیشرفت بدنمو حس میکنم و این بهم حس خوبی میده. مساله ورزش کردن سر صبح اینه که با دوش و خشک کردن موها و ... یهو به خودت میای میبینی ظهر شده. نگرانی فعلیم بابت اینه که وقتی کار فول تایم رو شروع کنم روتینای فعلیم و ورزش کردنم چطور میشه؟
+ باید بشینم بنویسم و مقاله رو تموم کنم. این نوشتن چیزیه که دارم پوش میکنم این روزا. اما میدونم پاداش تموم شدنش از نظر ذهنی برام خیلی زیاده پس ادامه میدم. هر روزی که قسمتی مینویسم هم اون حس رضایت رو بهم میده. نمیدونم این بهترین کاراییه که این روزای بیکاریم باید انجام میدم یا نه؟ اما کی میدونه و چه اهمیتی داره که بهترین باشه. پس ادامه میدم.
+ از خود الانم راضیم. کم نمیاره. به خودش کمی اعتماد داره. حتی اگه میفته تو روتین بد (دیدن دو فصل سریال تو کمتر از چند روز) خودشو درمیاره و میدونه برای هفته ها اون تو گیر نمیکنه. ورزش میکنه، حتی اگه حوصلشو نداشته باشه. سالم غذا میخوره. کارای کوچیکی که دوست داره انجام میده. ازین من که به 30 سالگی نزدیک میشه و از 30 سالگی خوشم میاد.
برچسب:
نویسنده: آبتین نجفی